آسمون دلدادگی | ||
|
![]() عجب وفـــایـــی داره این دلتنگــــیت…!
تنهـــــاش که میـــذارم میــرم تو جمـــع و کلّی میگـم و میخنــــدم.... بعد کـــه از همه جـــدا میشم، از کـُنـــج تاریکـــی میاد بیرون، می ایستـــه بغـــل دستم.... دســته گرمشـــو میذاره رو شونه ام.... بر میگـــرده در گوشـم میگـــه: "خـــوبــی رفیـــق؟؟!!بـــآزم خودمـــم و خـودت." چنگ میزنم به خیالت!
مشتم را که باز میکنم غمگینتر میشم... عطر دستات هوش از سرم میبره! کدوم رو نگه دارم؟؟؟ خیالت رو؟؟ عطر دست هات رو؟؟ روزایی که باتو زیره سقفِ این آسمونِ آبیم ؟؟ یاحسه قشنگی که تو آغوشت دارم...؟؟ توبگو کدوم رونگه دارم؟ من خواب و خیال نمیخوام! خودت رو کم دارم تو لحظه هام.... هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که
یک نفر احساسات رو بفهمه,بدون اینکه مجبورش کنی...
یاحق نظرات شما عزیزان: |
|
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |